Loading
خانه ات آباد اي عشق ای عشق قلب وجانت شاد ای عشق ای عشق من تمام خانمانم را به دست تو سپردم نوش جانم زخمهایی که من از دست تو خوردم خانه ات آباد ای عشق ای عشق قلب و جانت شاد ای عشق ای عشق از خرابی هایی قلبم با تو چه قصری بنا شد درد شیرینی به جانم آمد و دل مبتلا شد نور چشمم برگ برندم تویی در شبهایم ماه بلندم تویی ای وای ای وای وای ازین زیبایی من در آغوش تو مدهوش تو ،دیوانه ترینم محو لبخند تو در بند تو ، غیر تو نبینم از خرابی هایی قلبم با تو چه قصری بنا شد درد شیرینی به جانم آمد و دل مبتلا شد