Loading
چو زلف نگاری ای شب بس تیره و تاری ای شب پایان تو نداری ای شب ای شب که چو بختم تاری چون طالع او بیداری مرموزی و پر اسراری تا غرقه گناهی ای شب اینگونه سیاهی ای شب بر ناله ی شبگیر من هر شب تو گواهی ای شب امشب چو کنارش باشم یارم شده یارش باشم مرو مرو ای شب چشمم به حبیبم باشد شادی چو نصیبم باشد مرو مرو ای شب با من دمساز آمد باز آمد باز آمد چون صبح روشن روزم باشد خرم رو پنهان کن ای غم از کلبه من خوشا عاشق شدن دیوانه گشتن بی قراری به دلداری رسیدن بعد عمری انتظاری خوشا شب با لب می گونه یاری می گساری