Loading
نه اشکات و نگه دار واسه غروب فردات یکی به صورت گل سیلی می کوبه فردا فردا شغال پیر و روو دوششون میارن اون قامت رشید و کشون کشون میارن نه اشکات و نگه دار باز مستر گناههه مهمون سرای بی آب باز قتله گاه ماهه نه،جانشین ابلیس مهمون نوازی نیست آهای خلیفه ی کفر این حقه بازیت لین نیست این حقه بازیت این نیست چه شمعیه که جانها همه پروانه ی او همه پروانه ی او طفلکی زخم تاول می شوزونه پاهاشو ولی بازم روو پاهاش می خوابوونه باباشو واسش لالایی میگه برای آخرین بار باباش و سر بریدند بابا خدا نگه دار خدا نگه دار نه اشکات و نگه دار باز مستر گناههه مهمون سرای بی آب باز قتله گاه ماهه نه اشکات و نگه دار واسه غروب فردات یکی به صورت گل سیلی می کوبه فردا