Loading
زنده زدم بیرون از این ویرونه که ساختی برام من پر کشیدم از قفس با این که زخمی بود پرام آسون نبود از این سقوط همین که الان سر پام هر چی ازت جا مونده بود عین یه سنگ بود سر رام من تیکه های عشقتو رو تلی از خاطره هاش سوزوندم و منتظرم طوفان که شد خاکستراش شهر دردندشت دلت نفرین شدن دروازه هاش هر کی اومد باید بره به موقع اش هر کی به جاش الان که میمیری براش ولی یه جایی آخراش افته از سرت هواش می بینمت صبر داشته باش می سوت قطار قلب تو یعنی رسیدیم آخراش دیگه مهم نیس که کجا پیاده شن مسافراش قمار چشمای تو که بازنده آن برنده هاش جنگل زیبایی تو فراری آن پرنده هاش گیرم تو زیبایی محض همون که میمیرن براش سرو کمون چه فایده وقتی تو باد ریشه هاش