Loading
امیریم که سلاحی به غیر آه ندارد دل مجادله دارد ولی سپاه ندارد جز آه هم نفسم نیست در هجوم دورویی به غیر آینه این دل کسی گواه ندارد تمام عمر نشسته ام به پای این شب ناز و که آسمان پر بار و پا به ماه ندارد پیمبری چو من عاشق به هیچ قوم نباشد مسافری چو من این جاده سر به راه ندارد