Loading
با كوچه آواز رفتن نيست فانوس رفاقت روشن نيست نترس از هجوم حضورم چيزي جز تنهایی با من نيست وقتي تو نباشي من به من مشكوكم به هر گل به هر سايه روشن مشكوكم مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم بي تو به كابوسو به رويا مشكوكم به شعله به پروانه حتي مشكوكم با كوچه آواز رفتن نيست… ترسم نيست بي ترديد از جاده از سايه تاريك تاريكم من از من ميترسم من از سايه هاي شب بي رفيقي من از نارفيقانه بودن ميترسم مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم