Loading
تا گلو گریه کند بغض فراهم شده است چشم ها بس که مطهر شده زم زم شده نه فقط راوی این شعر عزا پوشیدست واژه هایش همه همرنگ محرم شده است ظهر داغیست عطش ریزی روحم گویاست از سرم سایه ی طوبا نفسی کم شده است هر که دارد هوسش نه عطشش بسم الله راه عشق است و به این قاعده ملزم شده است راه عشق است و به این قاعده ملزم شده است سوگواران شما مرثیه خوان خویشند بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است من ملک بودم و فردوس برین میداند این ملک شور که را داشت که آدم شده است