Loading
مادر
مادر
مادرم
من عشق را در آغوش بی انتهای تو حس کردم
تو را که در آغوش میگیرم انگار دنیا رو در آغوش گرفتم
تو در رگو خون من جریان داری مادرم
تو پیر شدی که من جوان شوم و من پیر میشوم که تو شاد باشی
در این دریای بی انتهای هستی خوشحالم که در کشتی محبت تو
جا گرفته ام و مرا به ساحل جوانی رساندی
و من باعث سفیدی موهای توام
تو تو تمام دار و ندار من از این هستی هستی
تو از جوانی و خوشی هایت برای من گذشتی و
من در چین و چروک صورتت جوانی خودم را میابم
ولی پیری تو را نظاره گرم مادرم
کاش میشد بتوانم ذره ای از تمام محبت هایت را جبران کنم
تو برای من بهترین مادر دنیایی