Loading
بازتاب نور آتیش روی کبریت تو چشمامه وقتی میبینم میسوزونی تو عکسامو نگو برای من از خودت و دلتنگیت وقتی قراره تنها بمونم تولدم امسالو به درد من نمیخوره دیگه همدردیت و لی میخوام که جای من تو وا کنی کادوهامو وقتی جا میمونم از عکس دسته جمعی کنار خودت خالی کنی تو جامو مث قدیما بیا نازی کن و هی حرف بزن پشت سرمی زنگ بزن به من مغرور دلتنگ تو بیا سر بزن شب تولدمو برام بخند و هی دست بزن دست بزن دست نزن به حالمو حوصله ندارمو ببین چقد پیر شدم نبین تو سن و سالمو دست نزن به حالمو حوصله ندارمو ببین چقد پیر شدم نبین تو سن و سالمو