Loading
خیال کن توی این آشفته حالی اونی که دوست داری رفته باشه بگه من با تو آرامش ندارم واسه بی پولی ترکت کرده باشه باهاش احدی ببندی تا ته خط که تو هر وضعی قدرتو بدونه ولی پای عمل شد تو چشام گفت نمیتونه کنار من بمونه نمیتونه کنار من بمونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکای رو گونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکایه رو گونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکای رو گونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکای رو گونه نمونده از تو احساسی که دستامو بلرزونه از عطرت توی این خونه بری چیزی نمیمونه نمونده از تو احساسی تو این دستای بی جونم خیال کردی بری بازم واست دیوونه میمونم شبام بعد تو خیلی سوت و کوره یه خوابه راحتو آروم ندارم بری چیزی نمیمونه توی دنیام که جای خاطرات تو بذارم که جای خاطرات تو بذارم بری چیزی نمیمونه به جز اشکای رو گونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکایه رو گونه بری چیزی نمیمونه به جز اشکای رو گونه