Loading
از عشق تو بیمارم و تا صبح به عکس خیره ام دنیای منی چرا هر روز غریبه تر میشم با فاصله دوستم داری من از عشقت پریشونم جوابمو نمیدی چرا دردت به جونم نه جایی مونده برای رفتن نه نایی مونده برای موندن نه حال بدم رو دیگه میفهمی نه حالی برام مونده بس که تو بیرحمی توو دریای چشای تو دست و پا زدم غرق میشدم و بازم تو رو صدا زدم تا آخرین لحظه که جون داشتم حواسم پی ساحل بودم هنوزم دوست داشتم نه جایی مونده برای رفتن نه نایی مونده برای موندن نه حال بدم رو دیگه میفهمی نه حالی برام مونده بس که تو بیرحمی