Loading
من روحمو از تن جدا کردم تا روح تو توی تنم جا شه من غیر ممکن هارو میتونم وقتی پای تو وسط باشه وقتی که دل از اختیارم رفت هرچی به غیر از تو رو دادم رفت وقتی کنارت زندگی کردم من زندگی کردنو یادم رفت بعد تو با دنیا وداع کردم بغضی حریف التماسم نیست خواب و خوراک از روزگارم رفت بعد تو به چیزی حواسم نیست دنیای من مغرور و محکم باش خیلی صبورم که نمیمیرم چه با شکوه از پیش من میری من غیر زیبایی نمیبینم بعد تو با دنیا وداع کردم بغضی حریف التماسم نیست خواب و خوراک از روزگارم رفت بعد تو به چیزی حواسم نیست