Loading
آسمان را بغل گرفته غمت در غروبی به رنگلبخندت خسته ای و نشسته است انگار برف بر شانه ی دماوندت خواب پرواز دیده اند انگار آرزوهای مانده در بندت بغض کردم چقدر زیبا بود نام ایران بر گلوبندت وطن تویی غریب آشنای من وطن تویی تمام ماجرای من وطن تویی سکوت من، صدای من وطن بمان برای ما، برای من دوست دارم که با تو گریه کنم روی دوش تمام آدمها دوست دارم سبک شوم بپرم از میان تمام این غم ها دوست دارم که با تو بنشینم به تماشای دوست دارم ها