Loading
غروبا سرده پاییزه عبورت ترک یک دنیاست به دستای تو محتاجم نبودت مرگ یک رویاست چقدر اشکامو پاک کردم تو تاریکی نبینی تو من همینم که میبینی تو با من مهربونی کن تموم وابستگی هام به عشقت ترک عادت شد تورو خواستن برای من شروع یک عبادت شد دوباره خاطرات تو با فکرم روبه رو میشه تموم سهم من از تو همینه مگه میشه ازم دور شی بری گرم یه آغوشی که دستامو تو دستای تو دیده تموم شهر تاریکه چشام ابریه باریده عجب روزی چقد حالم غم انگیزه بگو خوابم تو بیدار کن منو از این تنهایی بگو این رویای پاییزه .. رویای پاییزه