Loading
غم، مگر جز خاطر من ، منزل و محوا نداری؟ خوش بیا خوش بیا آسوده بنشین، بر دلم گر جا نداری اشک و آهم هردو با هم بی قرارت روز و شب جان خسته بال بسته، در کنارت روز و شب تو نور خدایی نشان وفایی بدون تو دل را کجـــــــــا ببرم به مجلس یاران ، به جمع عزیزان اگر تو نباشی چـــــــــرا ببرم کنون که تورا دل ، بهانه گرفته هوای دعای شبانه گرفته بمان که صفایت ، شکوه وفایت به سینه ی من آشیانه گرفته به سینه ی من آشیانه گرفته