Loading
تکیه به عرش داده ای به این زمانه خیره ای چقدر پای سوخته چه روزگار تیره ای خیره به پست تر شدن حیره به خیره سر شدن خیره به حمله ور شدن خیره به خون جگر شدن به این همه فراعنه به برده داری نوین به خردن تن جنین به قضاوت زمین مدرسه های بی پناه دخترکای بی گناه بیا کمک رسیده آه سنگدلان رو سیاه دریدگان پر غضب دهان نجس و بی ادب مریض و واجب المطب قماش تجزیه طلب پشت به ساحت وطن در التماس اهرمن نمیزنی چرا بزن آه وطن وطن وطن صبر چگونه میکنی بر این همه جفا علی بغض چگونه یاد بده به ما علی آه امام اولین بگو به منجی زمین تمام دل شکستگان منتظرند بد از این میان دشمن و وطن ننگ بر آن که شک کند ننگ بر آن که خواسته شمر به ما کمک کند