Loading
همیشه توی فکر بچگی هام غرق میشم که با هم بازی هام دنیایی داشتیم همیشه چشم میزاشتیم روی دیوار چقدر این بازی رو ما دوست داشتیم یه خونه قدیمی سقف چوبی ولی دنیایی داشت حصیر چوبی یه دنیا عشق تو خونه ی قدیمی توی نون و نمک عشق و میبینی سادگی تو خونه ها توی دلم موج میزنه حال و هوای اون روزا واسه ی من یه عالمه چه صفایی داشت بچگی هامون چه آرامشی بود تو دلامون نم بارون و خاک خیس خورده به عشق اون روزا دلا نمرده یادش به خیر اون قدیما خاطره شد تو زهن ما دلم میخواست بچه بودم تموم نمیشد اون روزا مدرسه و تخته سیاش دفتر مشق زنگ حساب یه گوله برف زمستوناش از ته دل خندیدناش بوی اقاقی گل یاس یه چادر و یه جا نماز من و به رویا میبره یاد قدیم قشنگ تره