Loading
چشمامو بستم رو خودم از مرز تقدیرم بری با اینکه میدونی خودت این بار میمیرم بری چشمامو بستم رو خودم مغلوب این تصمیم شم یک عمر جنگیدم نری نه وقتشه تسلیم شم تسلیم شم از دست میری به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم چیزی نگو از مقصدت تا من نرم دنبال تو اما بگو وقتی بدم از کی بپرسم حال تو آوار این تنهایی و کم کم نگاه کن تو خودت چشمامو میبندم بری چشماتو واکن رو خودت تسلیم شم از دست میری به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم تسلیم شم از دست میری به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم تسلیم شم از دست میری به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم