Loading
بماند که خواب و خیاله من آشفته کردی بماند که با جان و روح و روانم چه کردی بماند که چشمان تو جز من عاشق ندارد بماند که هیچ عاشقی حاله منطق ندارد بماند که میشد کنارم بمانی نماندی بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی همه دلخوری های ریز و درشتم بماند غروری که آن را به پای تو کشتم بماند